جوملا در حال بارگذاری

شهرداری نیویورک یک میلیون دلار برای کارآفرینی پرداخت می کند

جنیفر فیتزجرالد (Jennifer Fitzgerald) با این تفکر بزرگ شد که باید برای دستیابی به یک شغل بین ­المللی و نون و آب دار به کشورهای مختلف جهان سفر کند. سرانجام او کارش را با استخدام در یک شرکت کارگزاری بیمه شروع کرد. پس از تجارب زیادی که از کار با شرکت های مشاوره مالی و خدمات بیمه ای در مک ­کینزی (McKinsey) بدست آورد، او و همکارش فرانسویس دولیم (Francois de Lame) همراه با هم، شرکت کارگزاری بیمه آنلاین Policygenious را در سال ۲۰۱۴ میلادی راه ­اندازی کردند. این استارت آپ در شهر نیویورک، اکنون دارای بیش از ۱۰  میلیون دلار درآمد سالانه و ۵۲ میلیون دلار سرمایه است.

اما تبدیل ­شدن به یک سرمایه­­ گذار برای او کار آسانی نبود. در این مطلب، فیتزجرالد راجع به اشتباهات، ناامیدی ­ها و تبعیض جنسیتی که سایر سرمایه­ گذاران در حق او انجام دادند برای ما صحبت می کند. او می گوید :

من، پس از فارغ التحصیلی از دانشکده، بخاطر اعتقادات و علایق شخصی ام ، تصمیم گرفتم به فعالیت های خیریه و عام المنفعه جهانی بپیوستم. دوست دارم آن را به نوعی اولین تجربه­ ی استارت آپی و کارآفرینی خود بنامم. من را برای کار به یک شهرداری در هندوراس غربی فرستادند، جایی که باید با تهیه فرم های محاسبه مالیاتی به ایجاد سیستمی برای دولت به منظور جمع آوری مالیات اموال کمک می کردم. این یک پروژه طولانی مدت بود ولی من توانستم کاری کنم که شهرداری در سال اول بتواند ۳۰ درصد از مالیاتی که مدنظر را داشت را جمع آوری کند و این یک نتیجه عالی و بی نظیر بود !

بعد از آن تصمیم گرفتم با کمک همکارم یک شرکت کارگزاری بیمه راه اندازی کنیم. ما قبل از آن باید می دانستیم که پرداخت هزینه های بیمه برای اکثر کسب و کارها سنگین است و پیدا کردن مشتری در این صنعت خیلی سخت است .همیشه با خودم می گویم آن زمان کاش تحقیقات بیشتری انجام می ­دادیم، زیرا ما با غرور و تجربه ­ی بسیار کم کار را شروع کردیم. زمانی که شما می­ بینید سایر شرکت ­ها پشت سرهم پول درمیاورند، شما هم پیش خود فکر می کنید که: «اگر آنها می­ توانند آن کار را انجام دهند، پس من هم می توانم.»

پس از راه اندازی شرکت ،دیدیم اوضاع آنطوری که فکر می کردیم پیش نمی رود . ما هیچ پولی بدست نمی آوردیم ! هیچ کس بیمه شرکت و کسب و کارش را به ما نمی سپرد. در نهایت با این حقیقت تلخ مواجه شدیم که «ما مثل موفق نیستیم حتی ما دیگر آن اعتماد به نفس سابق را نیز نداریم. ما بعد از مطالعات فراوان فهمیدیم ما اصلا طبق استاندارد راه اندازی شرکت های سرمایه گذاری و خدمات کارگزاری بیمه پیش نرفته ایم. ما می بایست شروع به جمع آوری سرمایه اولیه می کردیم و این کار را با قرض گرفتن از هر دوست و آشنایی که می شناختیم شروع کردیم.

هدف ما جمع آوری ۱ میلیون دلار در مرحله اول بود. بعد از کلی تلاش فقط توانستیم حدود ۷۵۰.۰۰۰ دلار از بیش از ۵۰ نفر از دوستان و آشنایان جمع کنیم. این یک شروع سخت و دردناک بود اما ما مجبور بودیم آن را انجام دهیم.

حسین عابدزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *